| عیب رندان مـکـن ای زاهد پاکیزه سرشـت |
| کـه گـناه دگران بر تو نـخواهـند نوشـت |
| مـن اگر نیکـم و گر بد تو برو خود را باش |
| هر کـسی آن درود عاقبت کار کـه کـشـت |
| همـه کـس طالب یارند چه هشیار و چه مست |
| همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت |
| سر تـسـلیم مـن و خـشـت در میکدهها |
| مدعی گر نکـند فهم سخن گو سر و خـشـت |
| ناامیدم مـکـن از سابـقـه لـطـف ازل |
| تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت |
| نـه مـن از پرده تـقوا بـه درافـتادم و بـس |
| پدرم نیز بـهـشـت ابد از دسـت بهـشـت |
| حافـظا روز اجـل گر بـه کـف آری جامی |
| یک سر از کوی خرابات برندت بـه بـهـشـت |
Archive for » May, 2009 «
Friday, May 29th, 2009 | Author: admin
Category: Persian Literature
| 3 Comments
